اخبار

فراستی: فیلم حرف تازه‌ای ندارد

به گزارش «سینماتجربی»، مسعود فراستی، منتقد، در ابتدای نشست نقد و بررسی فیلم که پس از نمایش آن برای حاضران برگزار شد، با بیان این که «فیلم آقای نخست‌وزیر فیلم بدی نیست» درباره‌ نقطه قوت این فیلم گفت: فیلم تا حد زیادی درآمده و موفق می‌شود سوژه را برای مخاطب «مسئله» کند و طوری ساخته شده که به اندازه‌ چیزی که اعلام شده است، حرف می‌زند و تصویری از دکتر مصدق از زمان نخست‌وزیری تا مرگش ارائه می‌کند.او با بیان این که ریتم فیلم جاهایی خیلی کند است، اظهار کرد: می‌شد با تدوین بهتر این مشکل را حل کرد. انتخاب مصاحبه‌شوندگان و صاحب‌نظران هم خوب است و با موضوع فیلم همخوانی دارد اما باز در تدوین مشکل دارد و گاهی صحبت‌های آنان بی‌موقع بریده می‌شود. بخش اعظم فیلم هم تصاویر آرشیوی است که اشکالی ندارد اما امانتداری هم خوب است و سازندگان باید می‌گفتند که هر تصویر را از کجا به دست آورده‌اند.این منتقد فیلم درباره‌ کاستی‌های این مستند نیز گفت: در مورد سوژه فیلم این سؤال پیش می‌آید که مصدق باهوشی که توانسته است صنعت نفت را با پشتیبانی مردم و روحانیت ملی کند، چرا در زمان کودتا آن قدر بد رفتار می‌کند و اگر مقاوتی کرده، چرا در فیلم دیده نمی‌شود و اگر هم مقاومت نکرده در فیلم به آن اشاره نمی‌شود. رابطه‌ مصدق و خوش‌بینی‌اش به آمریکا و رابطه‌ او با آیت‌الله کاشانی هم از نکات کلیدی تاریخ است که جا داشت در فیلم بیشتر به آنها پرداخته شود.او ادامه داد: نکته دیگری که فیلم به آن توجه نکرده است، مصدق به عنوان یک انسان است. ما چیزی از شخص مصدق در فیلم نمی‌بینیم و فقط وجه اجتماعی و سیاسی او نشان داده می‌شود. نشان دادن وجوه فردی مصدق می‌توانست به ریشه‌یابی دلایل رفتارهای او کمک کند.این نویسنده و مترجم سینمایی درباره استفاده از تصاویر آرشیوی در فیلم نیز گفت: با توجه به استفاده‌ زیاد از تصاویر آرشیوی، فیلم به لحن روایی خاص خودش نمی‌رسد. در سینمای خارج مثال‌هایی هست که فیلمسازان توانسته‌اند با استفاده از تصاویر آرشیوی فیلم‌های مهمی خلق کنند که نمونه‌اش فیلم «شب و مه» اثر آلن رنه است که به موضوع اردوگاه آشویتس می‌پردازد و فیلم بسیار تکان‌دهنده‌ای است اما مستند «آقای نخست‌وزیر» بعد از تمام شدن مخاطب را از نظر حسی درگیر نمی‌کند.فراستی در پاسخ به این که آیا فیلم از لحاظ روایت تاریخی حرف تازه‌ای مطرح می‌کند یا نه، گفت: حرف تازه‌ای در فیلم زده نمی‌شود اما این که بعد از سال‌ها فیلمسازی با طیف‌های مختلف سیاسی راجع به مصدق صحبت و نظر آنها را منعکس کرده، بسیار خوب است و فیلم این باور کلیشه‌ای را که «مصدق بد است» تأیید نمی‌کند و چنین حرفی نمی‌زند و موفق می‌شود تصویر خوبی از این شخصیت تاریخی ارائه کند.مسعود فراستی در پایان گفت: این که بالاخره بعد از چند دهه موضع‌گیری‌های سیاسی و مذهبی کنار گذاشته می‌شود و وارد نقد تاریخ سیاسی می‌شویم، را به فال نیک می‌گیرم. فیلم‌هایی که از بچه‌مذهبی‌ها می‌بینم عموماً شعاری است و بیشترشان کاربلد نیستند اما این فیلم شعاری نیست.مجید شاه‌حسینی، استاد دانشگاه و فعال فرهنگی نیز در این نشست با بیان این که تلاش برای روایت تاریخ معاصر قابل تقدیر است، گفت: کاش فیلم به سابقه‌ اشغال ایران در زمان جنگ جهانی اشاره می‌کرد؛ چرا که از مسائل مهم تاریخی است و پس‌لرزه‌های این اشغال هم از مسائل اثرگذار بعد از کودتای ۲۸ مرداد بوده است. اما این که متفقین از کشور بیرون رفته‌اند و رد پای جدی آنها در کشور وجود دارد در فیلم گفته نمی‌شود و همچنین فضای جنگ سرد نیز در فیلم نشان داده نمی‌شود.او در بیان رابطه‌ میان تصاویر و محتوای فیلم نیز گفت: مرکز ثقل اصلی فیلم بر تاریخ شفاهی و بازگو کردن خاطرات است و به صورت حداقلی سمت منابع مکتوب می‌رود و تا حدی نیز به اقناع حسی مخاطب متمایل می‌شود.شاه‌حسینی افزود: فیلم توضیح نمی‌دهد چرا دولتی که با آن حمایت‌های پرشور روی کار آمد در آخر به وادادگی می‌رسد و راحت کنار می‌رود. البته از طریق همان بیان شفاهی سعی می‌شود این نکته گفته شود اما کافی نیست و نیاز به اسناد مکتوب هم دارد. فیلم از نظر تصاویر آرشیوی پربار به نظر می‌رسد و تصاویر کمتر دیده شده‌ای هم دارد اما اینها برای اقناع کافی نیست و برای اقناع وجود اسناد ضروری است.مدیرعامل اسبق بنیاد سینمایی فارابی در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم روایت جدیدی از نخست‌وزیری مصدق ارائه می‌کند یا خیر، گفت: فیلم بیش از آن که روایت جدیدی مطرح کند، حس جدیدی ایجاد می‌کند. یعنی می‌بینیم که گرایش‌های مختلف سیاسی در یک فیلم نشسته‌اند و درباره‌ یک موضوع صحبت می‌کنند. این فیلم نگاه نویی دارد و آن این که شخصیت‌های جریان ملی-مذهبی با رعایت احترام، اسطوره‌ خود یعنی دکتر مصدق را نقد می‌کنند و گرایش‌های دیگر سیاسی هم راجع به این شخصیت سیاسی با احترام حرف می‌زنند.شاه‌حسینی در پایان با اشاره به حجم پژوهشی که سازندگان جوان این فیلم انجام داده‌اند، گفت: تلاشی که تعدادی جوان کرده‌اند قابل احترام است اما جاهایی در فیلم خالی است و سؤالاتی بی‌پاسخ می‌ماند. با این حال ساخت این فیلم حرکت شجاعانه‌ای است و می‌تواند آغازی برای بررسی دقیق‌تر تاریخ باشد.در پایان این مراسم نیز پوستر «آقای نخست‌وزیر» با حضور چهره‌هایی چون داوود هرمیداس باوند (عضو جبهه‌ ملی ایران)، رضا برجی و سهیل کریمی (مستندساز)، مریم جلالی (مدیر پردیس ملت) و امین حسنی (تهیه‌کننده)، محمدرضا امامقلی (کارگردان) و سیدیزدان حبیبی (پژوهشگر فیلم) به رسم یادگار امضا شد.*منبع: ایسنا

ادامه مطلب »

اعلام فهرست اولیه نامزدهای مستند آکادمی فیلم اروپا

به گزارش «سینماتجربی» به نقل از هنروتجربه، مستند «آتش در دریا» ساخته «جیانفرانکو روسی» که در جشنواره فیلم برلین امسال جایزه خرس طلایی بهترین فیلم را از آن خود کرد به همراه ۱۴ اثر مستند دیگر برای کسب جایزه بهترین مستند قاره اروپا به رقابت می‌پردازند.این مستند که در جزیره «لامپدوسا» در مدیترانه ساخته شده، تصویری گویا از هزاران مهاجر بی‌پناه ارائه می‌دهد که هر ساله با ورود به این جزیره در تلاش هستند وارد کشورهای اتحادیه اروپا شوند و بسیاری در این راه جان خود را از دست می‌دهند.عنوان ۱۴ مستند دیگری در فهرست اولیه بخش مستند آکادمی فیلم اروپا قرار گرفتند،به شرح زیر است:«۲۱ x نیویورک»(پیوتر استاسیک)،رسوایی خانوادگی(تام فاسارت)، «یک زندگی آلمانی»(کریستین کرونس)، «زلاتان شدن»(فردیک و مگنوس گرتن)، «دژاوو» (ژان کارلسن)، «او عاشق اروپاست» (جان گاسمان)، «Herr Von Bohlen»(آندره شافر)، «از دست رفته و زیبا»(پیترو مارسلو)، «مالوری»(هلنا ترشتیکووا)، «آقای گاگا»(تومر هیمان)، «اتفاق»(سرگی لازنیتسا)، «سرزمین روشنفکران»(پیر ژان دوپو)، «طولانی‌ترین اجرا»(ماریانا اکونومو) و «ما خوب می‌شویم»(الکساندر کوزنتسوف).اعضای آکادمی فیلم اروپا پنج نامزد نهایی بخش مستند جوایز فیلم آکادمی اروپا را پیش از برگزاری مراسم اعطای جوایز در تاریخ ۱۰ دسامبر (۲۰ آذر) در ورشو لهستان معرفی می‎کنند.

ادامه مطلب »

فیلم مستند «آتلان» به جشنواره «کوزوو» راه یافت

نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «کوزوو» طی روزهای ۱۰ تا ۱۴ شهریور ۹۵ در کشور کوزوو برگزار می‌شود و فیلم مستند «آتلان» ساخته «معین کریم‌الدینی» در کنار حدود ۳۰ اثر مستند دیگر از کشورهای مختلف جهان، در بخش مسابقه بین‌الملل این جشنواره روی پرده خواهد رفت.موضوع مستند «آتلان» درباره‌ی یک مربی پرورش اسب به نام «علی گوک‌نژاد» و «ایلحان» است؛ اسبی که قرارست مقام‌های زیادی نصیب خانواده‌ی آنها کند. علی قصد دارد با پولی که از جوایز ایلحان بدست می‌آورد ازدواج کند، اما در مسابقه‌ی کورس همه‌چیز بر وفق مراد او پیش نمی‌رود! ایلحان در شرایط پیش‌بینی نشده‌ای قرار می‌گیرد و علی برای قهرمانی اسبش می‌جنگد... .فیلم مستند «آتلان» از موفق‌ترین آثار مستند سینمای ایران طی یکسال و نیم اخیر بوده و سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند جشنواره فجر، چهار جایزه از جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت، پنج جایزه از جشن مستند خانه سینما، جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره بین‌المللی Rural Route نیویورک آمریکا و... را بدست آورده است. این فیلم در جشنواره‌های ایدفا (هلند)، زوریخ (سوئیس)، «سباستوپل»، «تیبورون»، «ماموت‌لیک» (آمریکا) و بخش ویژه «داک‌کورنر» جشنواره کن به نمایش درآمده و نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم مستند بلند از نهمین دوره جوایز سینمایی «آسیا- پاسیفیک» استرالیا و هفدهمین دوره جایزه مستند شبکه TRT ترکیه هم بوده است.عوامل ساخت این فیلم که در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تهیه شده است، عبارتند از: نویسنده، کارگردان، تدوین‌گر و تهیه‌کننده: معین کریم‌الدینی، پژوهشگر: فاطمه سرافراز، مدیر تصویر‌برداری: سامان لطفیان، صدابردار: طاهر پیشوایی، طراحی و ترکیب صدا: مهرداد جلوخانی، موسیقی: آریا عظیمی‌نژاد

ادامه مطلب »

می‌خواستم صداى پناهندگان را به گوش مردم برسانم

سال ۱۳۷۸ حسن یکتاپناه دستیار عباس کیارستمی در فیلم «طعم گیلاس»، فیلمی به نام «جمعه» ساخت. یکتاپناه برای بازی در این فیلم از محمود بهرازنیا دعوت کرد به ایران بیاید و نقش صاحب‌کار یک مهاجر افغان را بازی کند. «جمعه» داستان یک کارگر افغان به نام جمعه بود که در یک گاوداری در اطراف تهران کار می‌کرد و عاشق دختری در روستاهای اطراف گاوداری شده بود. جمعه که خویشاوندی در ایران نداشت، از صاحب‌کارش خواست برای او به خواستگاری برود که البته تلاش او و صاحب‌کار ایرانی‌اش نتیجه مثبتی نداشت. «جمعه» در جشنواره کن موفق به دریافت جایزه دوربین طلایی برای فیلم اول یک فیلم‌ساز شد و بعد از جشنواره‌های ادینبورو و مونترال تا ونکوور و شیکاگو و هامبورگ همه جا نمایش داده شد. نقش این مهاجر افغان را جلیل نظری بازی می‌کرد که در وضعیتی مشابه نقش‌اش در ایران به سر می‌برد. اما جلیل در کن نتوانست حضور پیدا کند. چندماه بعد جشنواره هامبورگ از او برای شرکت در این جشنواره دعوت کرد. جلیل به هامبورگ رفت و محمود بهرازنیا میزبان او شد. او بعد از این سفر دیگر امکان بازگشت به ایران را نداشت. در افغانستان هم دوران حکومت طالبان بود و برای جلیل راهی باقی نماند جز «پناهندگی». داستان پناهندگی او را محمود بهرازنیا در مستندی به نام «راه بهشت» روایت کرده‌است و حالا سال‌ها بعد بهرازنیا از مجموع فیلم‌هایی که او از پشت صحنه فیلم «جمعه»، جشنواره کن، ورود جلیل به هامبورگ، پناهندگی، کار او به عنوان پیتزافروش، برگشت به افغانستان و ازدواج و سپس پیوستن زن و بچه جلیل به او در هامبورگ؛ مستندی با نام «شاهزاده» ساخته است. نام این مستند به رفتاری اشاره دارد که اقوام و خانواده جلیل نظری در افغانستان با او دارند و او را یک شاهزاده می‌بینند.*مهاجرت امروز موضوع روز در اروپاست. خود شما هم تجربه طولانی مهاجرت داشته‌اید. این تجربه شخصی تا چه حد باعث شد دنبال موضوع مهاجرت جلیل نظری بروید؟ حالا که مهاجرت بحث روز قاره اروپاست، احتمالا نگاه‌ها هم به فیلم شما خیلی تغییر کرده‎است.فیلم «شاهزاده» را بعد از مستند «راه بهشت» ساختم. قصه فیلمِ «راه بهشت» بخشی از زندگی جلیل نظری است که به مساله پناهندگی او می‌پردازد. بعد از موفقیت جهانى فیلم «جمعه» ساخته حسن یکتاپناه که در آن جلیل نظری نقش اصلى و من نقش مكمل را داشتم، جشنواره فيلم هامبورگ جلیل نظری را به آلمان دعوت کرد. نامِ فیلمِ «راه بهشت» اشاره به روياهاى جلیل نظرى قبل از مسافرت به آلمان دارد كه به تصور او وقتى به آلمان مى‌رسد، وارد بهشت برين خواهد شد. اما او در جهنمى گرفتار شد كه نمونه آن را حتى در خواب هم نمى‌ديد! من این فیلم را به عنوان نوعى هشدار به افرادى ساختم كه بدون تحقيق و برنامه‌ريزى دقيق خود را به آب و آتش مى‌زنند،می‌خواستم آگاه باشند كه چه مشكلاتى مى‌تواند در انتظار آنان باشد. مستند «راه بهشت» در سال ۲۰۰۳ در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و مورد استقبال عموم مردم ما و به‌خصوص پدر و مادر ها قرار گرفت و باعث شد كه ۱۲ بار ديگر هم در طول جشنواره به نمایش درآيد. بازيگر اصلى فيلم «جمعه» برنده دوربين طلایی جشنواره كن، جلیل نظرى، سوپراستار مهمان جشنواره هامبورگ بود! امّا دقيقاً پس از سه روز كه جشنواره به پايان رسيد، به عنوان پناهنده‌اى عادى سر از يكى از پرت‎ترين كمپ پناهندگان شرق آلمان درآورد! علت اين فاجعه اقامتِ غير قانونى در ايران و نداشتن ويزاى رسمى براى مراجعت به اين كشور بود. من این مساله را در همه كشور هایى كه «راه بهشت» در آن‌ها به نمايش درآمد، توضيح دادم تا انتقادى به اداره گمرك ايران وجود نداشته باشد ومساله روشن شود كه وقتی شما از مرزهاى غير قانونى و بدون ويزاى رسمى وارد خاک کشوری می‌شويد، پس از خروج خودخواسته طبیعی است که ديگر حقى براى بازگشت به كشور مربوطه را نداشته باشید، مگر اين‌كه ويزاى رسمى آن كشور را در دست شما باشد. فیلم «راه بهشت» در جشنواره‌هاى معتبر بين المللى از جمله، جشنواره لندن، جشنواره ترايبكا در نيويورك، گوتبورك در سوئد، خانه فرهنگ‌هاى جهان و موزه فيلم در آلمان و … هم به نمايش درآمد. پيام اصلى فیلم «شاهزاده» اما تلاش و كوشش سرسختانه نوجوانى شرقى است كه تن به حقارت، بندگى و دريافت كمك مالى از كشور محل اقامت خود نمی‌دهد و تنها به همت و كوشش خستگى‌ناپذير خود به سر منزل مقصود مى‌رسد. در قسمت نهایى فيلم «شاهزاده» جلیل نظرى پس از تحمّلِ ١٧ سال دورى و غربت با عنوان شهروند آلمانى پا به خاك وطن مي‌گذارد و با كمال تعجب می‌بینید که همه او را به چشم يك شاهزاده نگاه می‌کنند و نه يک شهروند ساده افغانى! اقوام و نزديكان او با هر دردِ بى‌درمانى و گرفتاری‌هاى گوناگون از او انتظار كمك و پشتيبانى دارند. پيام اصلى فیلم «شاهزاده» اما تلاش و كوشش سرسختانه نوجوانى شرقى است كه تن به حقارت، بندگى و دريافت كمك مالى از كشور محل اقامت خود نمی‌دهد و تنها به همت و كوشش خستگى‌ناپذير خود به سر منزل مقصود مى‌رسدپس شما برای مخاطب ایرانی نیمه تاریک مهاجرت را نشان دادید و برای مخاطب آلمانی یا ساکن آلمان بخشی را که می‌تواند کمکی باشد به احوال آن‎ها یا انگیزه‌ای برای مبارزه.به نظرم این وظیفه من بود كه به خاطر زندگى در محيط و آگاهى به درد و رنج پناهندگان ساكت ننشينم و حداقل صداى آن‌ها را به گوش مردم برسانم! ما سال‌هاست كه سعى داريم از راه‌هاى گوناگون اين حرف‌ها را به گوش دولت‌مردان اروپایى برسانيم. پيام مهّم ديگر فيلم، به چالش كشيدن سياست‌هاى غلط و به معناى واقعى كلمه، ضد انسانى دولت وقت آن زمان آلمان بود كه با عدم اعطاى اجازه اقامت و كار موقت، خيل عظيمى از پناهندگان را در انتظار كٌشنده و بلاتكليفى دائمى نگه می‌داشت و طى ساليان اقامت بى‌فايده، باعث انواع بيمارى‌هاى روانى و در نهايت باعث نابودى تدريجى اين پناه‌جويان مي‌شد. اعتراض و پيشهاد ما به اين سياست غلط و غيرانسانى اين بود كه به پناهندگان در هنگام ورود اجازه اقامت و كار موقت بدهيد تا در وهله اول سربار جامعه نشوند و در عين حال به‌خود متكى باشند. از دولت آلمان خواستيم كه به آن‎ها كار بدهند، حتی اگر این کار بیل زدن ِساده باشد. گفتيم كه آن‌ها قبل از هر چيزى انسان هستند. بهتر است که آن‌ها را بهتر بشناسیم و متوجه باشيم كه بيكارى شبانه روزى و انتظار مطلق، كُشنده است. تذكر داديم غذایی هم که در اردوگاه‌ها به آنان داده مي‌شود نه برای مُردن كافيست نه برای زنده ماندن! صبح تا شب بیکاری، انسان را كلافه و در نهايت دیوانه می‌کند. اما اگر در عوض به آن‌ها کار بدهید، زندگی روالِ طبيعى خود را به‌دست آورده و لاجرم روح و روان هم از گزند انواع بيكارى‌هاى روحى در امان خواهد بود. این فیلم را ساختم که به پناهندگان و اروپایی‌ها نمونه خوبِ يك «بودن و شدن» را نشان دهم!شما چه سالی به آلمان مهاجرت کردید؟من در دهه هفتاد میلادی براى تحصيل به آلمان رفتم.یعنی قبل از انقلاب. پس شما از مهاجرهای باسابقه هستید.من بعد از أخذ دیپلم از دبيرستانِ هدف شماره ٣ در تهران، به آلمان رفتم و از آنجایی‌ كه هميشه به هنر فيلم‌سازى علاقمند بودم، پس از تحصيل و كار در رشته مهندسى نفت، به سينما روى آوردم و پس از تحصيل آكادميك در اين رشته، به كار فيلم‎سازى و بازيگرى مشغولم. من به عنوان مستندساز به حقیقت تعهد دارم. همین مستندی که درباره کیارستمی ساختم، یک میلی‌مترش تصادفی نیست. در مستندِ «در نزديكى کیارستمی» كه قبلاً ساخته بودم، كارى كاملاً بى طرفانه، صادق و صميمي ارائه کردم. من شاگرد كوچك عباس کیارستمی‌ هستم. از آقای فراستی با احترام خواستم كه در مستند من حرفش را بزند. از آقای خسرو دهقان خواهش كردم، نظرش بيان كند. از آنگلوپولوس، برتولوچى، ميشل پيكولى و ديگران هم همين‎طور. از خودم چيزى اضافه و يا كم نكردم. من اين را وظيفه وجدانى يك مستند ساز می‌دانم كه واقعيت را بدون هرگونه دخل و تصرف، همان‌گونه كه هست و عارى از هرگونه قضاوت، به‌روى پرده بیاورد.از اول که جلیل به هامبورگ آمد قصد ثبت لحظات را داشتید یا قرار بود فیلمی از این ماجرا بسازید؟پس از ساخت و نمايش فيلم راه بهشت در جشنواره‌های معتبر جهانی از جمله جشنواره فیلم لندن و یا ترایبکا در نیویورک که متعلق به رابرت دنیرو بازیگر امریکایی است، یکی از مشاوران نزدیک وزیر فرهنگ وقت ایالت هامبورگ یعنی خانم دکتر وایس، تلفن کرد و به من پیغام داد که در این مورد سروصدا نکنم تا مشکل جلیل نظری طی روالِ معمولی خودِ این مساله حل شود! جالب است که در این مورد به‌خصوص یک سال هم طول نکشید که با تقاضای پناهندگی آقای نظری موافقت شد! در حالی که سایر پناهندگانِ بی پشت و پناهِ همان اردوگاه سال‌ها بود که می‌سوختند و می‌ساختند و انتظار می‌کشیدند! بعد از آن پیغام دادند که جلیل نظری می‌تواند در آلمان با هزینه دولت درس بخواند، که من در همان زمان بسیار سپاس‌گزار و شرمنده شدم. فورا به جلیل نظری گفتم که چه شانس بزرگ و موقعیت خاصی نصیب او شده است! دولت آلمان حاضر شده حتی هزینه تحصیلات او را هم بپردازد. امّا با کمال خونسردی و آرامش پاسخ داد: «خانواده من در افغانستان با مشکلات مالی فراوانی روبه‌رو هستند، از طرف دیگر خواهرهایم باید بنوانند به مدرسه بروند و درس بخوانند تا در آینده وابسته به هیچ چیز و هیچ‌کس نباشند. ما روستایی هستیم و آه در بساط نداریم. من باید این‌جا کار کنم تا آن‌ها در آینده زندگی بهتری داشته باشند. ولی اگر بخواهم درس بخوانم ده پانزده سال طول می‌کشد و فقط به خودم می‌توانم برسم.» از این برخورد او قدری متعجب شدم. آن روزها همه آرزو داشتند با پرداخت پول هنگفت و انواع کمک‌ها فرزندان خود را برای تحصیل به خارج بفرستند. امّا جلیل نظری این پیشنهاد دولت آلمان را به راحتی رد کرد، از فردای همان‌روز باپشتکار و جدیت کامل به کار پرداخت تا بتواند خانواده ۹ نفری خود را از فقر و بدبختی حاصل از آن نجات بخشد! همین قدر کافی است اشاره کنم، یکی از خواهران جلیل نظری توانست بعد از یک‌سال به کمک برادرش به کشور نروژ رفته و در حال حاضر به تحصیل رشته پزشکی اشتغال دارد. جلیل خود را مدیون حمایت‌های من می‌داند ولی من مرتب تاکید دارم و می‌گویم تو باید مدیون مردم و سینمای ایران باشی که بدون داشتن اجازه اقامت و کار توانستی نقش اوّل یک فیلم ایرانی را به دست آوری! از طرف دیگر همت عالی و کار و کوشش پیگیرِ خودت بود که از تو برای افغانستان و خانواده‌ات یک شاهزاده واقعی به بار آورد.صحنه‌های افغانستان را چطوری گرفتید؟ البته روشن است که من و یا سایر فیلم‌برداران پروژه هرگز این اجازه را نداشتیم که در مراسم خصوصی عروس و داماد شرکت کرده و فیلم‎برداری کنیم! بنابراین دوربینی کوچک با کیفیت بالا خریدم و طرز کار آن را دقیقا به یکی از خواهران داماد توضیح دادم و از او خواستم که صحنه‌های دلخواهم را تصویربرداری کند. حالا شما نتیجه کار این خانم با استعداد را در فیلم می‌بینید.فیلم برای بیننده آلمانی چه معنایی دارد؟ما واقعا تماشاگر آلمانی نداشته‌ایم که با فیلم رابطه خوبی برقرار نکرده باشد. تا حالا در چندین دبیرستان شمال آلمان به نمایش درآمده است. این روند در ماه‌های آینده و در شهرها و دبیرستان‌های آلمان ادامه دارد. دلیل استقبال مردم به خصوص جوانان آلمانی موضوع بُغرنجِ موجِ انسان‌های آواره به اروپا خصوصا آلمان و سرگذشت افسانه‌ای جلیل نظری و موفقیت چشمگیر اوست.سوال آخر من شاید چالشی باشد! از نظر خود شما، جلیل در کابل خوشبخت‌تر بود یا هامبورگ؟این پرسشی است که باید با او مطرح شود. تصور من بر این است که آقای جلیل نظری موفقیت خود را مديون کشور آلمان هم می‌داند، زیرا که آلمانی‌ها به او امکان کار و فعالیت دادند و او نیز هوشیارانه از این موقعیت کاملا استثنایی به نحو احسن استفاده کرد. اما جواب این‌که او در آلمان خوشبخت‌تر است یا افغانستان، نه در صلاحیت من است و نه در توانم! تنها خود اوست که باید و می‌تواند جواب آن‌ را بدهد***منبع: سایت هنروتجربه

ادامه مطلب »

مستندسازان دست به کار شدند

به گزارش «سینماتجربی»، سیدسلیم غفوری مدیر شبکه مستند و مستندسازان شنبه ۲۳ مرداد از مجتمع کشت و صنعت فشافویه متعلق به بنیاد تعاون زندانیان بازدید کردند. به گفته رحیم مطهرنژاد مدیرعامل این بنیاد در این مجتمع ۲۶۵۰ هکتار زمین کشاورزی و دامداری وجود دارد و او با ارائه توضیحاتی که پیش از این در دیدار با مدیر شبکه مستند عنوان کرده بود، از مستندسازان خواست به انعکاس فعالیت های بنیاد کمک کنند. در ادامه علی نوری مدیرعامل شرکت کشت و صنعت حامیان فدک نیز با پخش ویدئوی کوتاهی، فعالیتهای متعدد این مجموعه را شرح داد.تلاش مستندسازان برای کاهش جرمدر ادامه غفوری تأکید کرد: برخی از بهترین مستندسازان کشور با سابقه طولانی در تولید کارهای موفق، اینجا حضور دارند تا با تولید اثر، به کاهش جرم در کشور و بازگشت زندانیان به جامعه بعد از آزادی از زندان کمک کنند. مطهرنژاد نیز با بیان اینکه باید کوشید نگاه جامعه را به زندانیان تغییر دهیم، یادآور شد: متاسفانه نگاه منفی به افرادی که سابقه زندان دارند، در جامعه وجود دارد. در حالی که بسیاری از مردم به دلیل ورشکستگی، مهریه سنگین، طعمه قرار گرفتن توسط تبهکاران و... به زندان افتاده اند و همه زندانی ها افرادی که عامدا تخلف انجام داده باشند نیستند.مدیرعامل بنیاد تعاون زندانیان تصریح کرد: باید بین زندانی ها تفکیک قائل شویم. برای فرهنگ سازی در این خصوص مستندسازان میتوانند ما را یاری کنند. به ویژه انعکاس فعالیت‌های صورت گرفته در بنیاد تاثیرگذار است و آسیب‌ها را کم می‌کند. با کم شدن زندانی، هزینه ها پایین می آید و اتفاق مثبتی خواهد بود.آسیب های عدم اعتماد به زندانیان آزاد شدهوی که به پرسش‌های گوناگون مستندسازان پاسخ می‌داد، اعلام کرد: ما برای اقامت زندانی ها، نگهداری و آموزش آنها بودجه داریم اما در مجموع بنیاد خودگران است و با همت عالی اداره می شود. متاسفانه در بین آزاد شده ها، ۴۶ درصد بازگشت به زندان داریم و این ناشی از عدم اعتماد به زندانی است. مطهرنژاد ادامه داد: ما ضمن آموزش و به کار گیری مددجویان که به کارآموزی آنها منجر می شود، برایشان حقوق نیز در نظر گرفته ایم، از جمله حداقل حقوق پرداختی به آنها ۳۸ درصد قانون کار، برای افراد نیمه ماهر ۴۳ درصد و برای افراد ماهر ۵۶ درصد است و مابقی درآمدهای بنیاد صرف کمک به خانواده های زندانیان، توسعه فضاهای فرهنگی زندانیان، حمایت از زندانیان ایرانی در خارج از کشور و ... می شود. انتقال این مسائل به جامعه، مردم و مسئولان به اعتمادسازی در بین آنها منجر می‌شود.محکوم به اعدامی که مربی کانون اصلاح و تربیت شداو به ذکر نمونه های جذابی که میتواند دستمایه تولید مستند قرار گیرد، اشاره و بیان کرد: در ۵ استان کشور، زندانیان داوطلبانه سیگار را ترک کرده اند. در استان دیگری که صاحب مدرسه قرآن است نیمی از افراد لااقل حافظ یک جزء قرآن هستند. ما مجرم محکوم به اعدامی داشته ایم که اکنون به عنوان مربی کانون اصلاح و تربیت مشغول فعالیت است.در ادامه حاضران برای آشنایی با بخشهای مختلف مجتمع کشت و صنعت فشافویه به بازید از این مجتمع پرداختند. از جمله با بخش پرورش دام آشنا شدند که فعالیتهای ژنتیکی برای دستیابی به دام بهتر در آنجا انجام گرفته بود، باغ ۱۳۰ هکتاری پسته و کارگاه سنگ آنتیک دیگر بخش هایی بود که مورد بازدید قرار گرفت.در پایان مدیر شبکه مستند در سخنانی ضمن تشکر به خاطر فراهم شدن این موقعیت، گفت: بازدید امروز فرصتی اولیه در حد ایده پردازی برای مستندسازانی است که علاقمندند در این زمینه فعالیت کنند. پس از این کار ما آغاز می شود و باید با بحث و بررسی مناسب و تحقیق کامل تر به موضوعات در این خصوص بپردازیم.ابوالقاسم ناصری مدیر گروه تولید شبکه مستند و مستندسازانی چون محسن استادعلی، بابک بهداد، فرزاد خوشدست، نوا رضوانی، سعید رسولی، کمیل سوهانی، یاسر عرب، مهدی محمودی، مریم السادات مومن زاده، محمدحسین نظری، مصطفی آتشمرد و... از جمله حاضران در این سفر کوتاه بودند.

ادامه مطلب »

«مقصد بعدی جنگ کجاست؟» در جشنواره مقاومت

به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی «سینماتجربی، فیلم مقصد بعدی جنگ کجاست؟( Where To Invade Next) درباره برنامه‌های آموزشی و اجتماعی در کشورهای اروپایی است. مور در این مستند به کشورهای مختلف از جمله فنلاند، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند و روش‌های مواجهه آن‌ها با موضوعات اجتماعی و اقتصادی را مورد بررسی قرار می‌دهد. این فیلم بر تقابل استفاده از این روش‌ها در مقایسه با آنچه در ایالات متحده روی می‌دهد، تأکید دارد.بر پایه این خبر، این فیلم در بخش مسابقه فیلم‌های مستند این رویداد سینمایی حضور دارد و همزمان با جشنواره از ۲ تا ۹ مهر سالجاری به نمایش در می‌آید.فیلم جدید مایکل مور روایتی از شکست‌های آمریکاست. برای دادن درس تاریخی به آمریکا، مایکل مور کارگردان شناخته شده به تنهایی به کشورهای مختلف سفر می‌کند تا افکار و شیوه‌های این مردم را فرا گرفته و به کشورش آمریکا برگرداند. او جلوه‌هایی از تعطیلات طولانی ایتالیایی‌ها در باغ، فرانسه و ساعت ناهار مدرسه، سیاست صنعتی آلمان، سیستم زندان نروژ و حضور چشمگیر زنان در کابینه و تجارت ایسلند را به عنوان برداشت این سفر در مستند خود گنجانده است. مایکل مور برای معرفی این مستند به نام «بعد از این به کجا حمله کنیم» در یک نشست خبری در لندن گفت: «آمریکا در بیش از ۱۵ سال گذشته نیروی تجاوزگر بوده است. تصور کنید قرار باشد به جایی حمله کنیم البته بدون خشونت که از آن درس بگیریم و با تجربه لازم به کشورمان برگردیم این محتوای فیلم است و به همین دلیل چنین عنوانی به آن دادیم.»این فیلم‌ساز صریح الهجه آمریکایی با فیلم‌های معروفی مانند «فارنهایت ۹/۱۱» و «بولینگ برا ی کلمباین» به داشتن مواضع انتقاد آمیز نسبت به رهبران سیاسی آمریکا شهرت دارد. او در نشست خبری در لندن در پاسخ سوالی در باره همه‌پرسی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا گفت: «چرا می‌خواهید خارج شوید؟ اروپا را نجات دادید. امروز اروپا بخاطر شما، بریتانیا، در موقعیت خطیری است. شما دهه سی و چهل میلادی به خاطر اروپا جنگیدید و فداکاری کردید و حال می خواهید از آن خارج شوید؟»فیلم مستند «بعد از این به کجا حمله کنیم؟» ساخته مایکل مور از روز جمعه ۲۱ خرداد در بریتانیا و ایرلند اکران می شود. فیلم پیشتر در کشورهای دیگر اروپا نمایش داده شده بود.لازم به ذکر است مایکل مور در ۲۳ آوریل ۱۹۵۴ در فلینت، ایالت میشیگان، آمریکا بدنیا آمد. در دانشگاه میشیگان در رشته خبرنگاری تحصیل کرد و کار حرفه‌ای خود را با ویراستاری مجله دانشگاه میشیگان آغاز کرد. پس از تحصیل به فیلم‌سازی مستند و برنامه‌سازی برای تلویزیون روی آورد. ویژگی اصلی فیلم‌های او زبان تند و جسورانه‌اش علیه سیاست‌مداران بخصوص سیاست‌مداران آمریکا است.او همچنین کتابی به نام وطنم کجاست را تالیف کرد و انتقادهای صریح و تندی علیه دولت ایالات متحده وارد کرد.نکته قابل توجه درباره مایکل مور موضع‌گیری اخیر وی در دفاع از مسلمانان است در واکنش به اظهارنظر نامزد انتخاباتی جمهوری خواهان آمریکا و تشکیل کمپین مایکل مور برای مقابله با سیاست‌های دونالد ترامپ با عنوان "ما همه مسلمانیم".

ادامه مطلب »

پس از 5 سال، آل‌احمد با «گرو گر» به سینماحقیقت می‌آید

آل‌احمد درخصوص عنوان فیلم مستند جدیدش می‌گوید: «گرو گر، اسم فاعل و به معنی فردی که چیزی را در گرو دارد، اشاره‌ایست به انسان و پدیده‌هایی که در گرو خود می‌گیرد!»محمد حدادی که سال گذشته تندیس بهترین تصویربرداری جشنواره سینماحقیقت را بدست آورده بود، همراه با داوود عباسی تصویربرداری فیلم «گرو گر» را برعهده داشته‌اند. رضا اسدی هم صدابردار و صداگذار مستند «گرو گر» است.پژوهش، کارگردانی، تدوین و تهیه‌کنندگی این اثر مستند ۲۳ دقیقه‌ای که تولید سال ۱۳۹۵ اتاق هنر است را مصطفی آل‌احمد برعهده داشته است.در کارنامه‌ی فیلمسازی آل‌احمد، طراحی صحنه و لباس برای چند سریال تلویزیونی (۷۳- ۱۳۷۱)، نگارش و کارگردانی فیلم کوتاه سوپر ۸ مادۀ نرم (‌۱۳۷۴)، کارگردانی و مدیریت تولید چندین فیلم مستند برای کانال تلویزیونی YLE فنلاند (‌۱۳۷۶‌)، نگارش، کارگردانی و طراحی صحنه و لباس فیلم کوتاه «تو کار سختی انجام دادی که زنده شدی» (۱۳۷۷)، کارگردانی و مدیریت تولید فیلم مستند «انقلاب ایران» برای کانال تلویزیونیYLE فنلاند (۱۳۷۷)، کارگردان انیمیشن «پرسپولیس» برای کانال‌های آلمانی ZDF, SWR , DW و یونسکو (۱۳۷۸)، طراح صحنه و لباس و مشاور کارگردان و بازنویسی فیلمنامه فیلم سینمایی «ترکش‌های صلح» (۱۳۷۸)، نگارش، کارگردانی، تدوین و طراحی صحنه فیلم کوتاه «بچه مگس» (۱۳۸۰)، طراح صحنه و لباس فیلم سینمایی «الهه زیگورات» (۱۳۸۲)، کارگردانی فیلم مستند BLACK OUT درباره‌ی روشنفکری و هنر در ایران (۱۳۸۴)، طراح صحنه و لباس فیلم سینمایی «آخرین ملکه زمین» (۱۳۸۴)، نگارش، کارگردانی و طراحی صحنه فیلم سینمایی «پوسته» (۱۳۸۷‌)، تهیه‌کنندگی و کارگردانی فیلم بلند مستند «نویسنده بودن» (۱۳۹۰‌) و تهیه‌کنندگی و کارگردانی فیلم مستند «گرو گر» (۱۳۹۵) به چشم می‌خورد.مصطفی آل‌احمد در سال ۱۳۹۰ با مستند بلند «نویسنده بودن» که پرتره‌ای از «جلال آل‌احمد» نویسنده بزرگ معاصر ایران است، موفق به کسب تندیس بهترین مستند- پرتره‌ی پنجمین دوره جشنواره بین المللی سینماحقیقت شده بود.

ادامه مطلب »

دهقان: این جایزه عنایت امام رضا(ع) بود

به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی «سینماتجربی»، دهقان در گفتگویی پیرامون دریافت هشتمین جایزه خود از جشنواره رضوی اظهار داشت: این عنایت امام رضا(ع) بوده و حس خوبی است که بعد از مدت‌ها در شهر خودم دیده شدم و لذت بردم که هشتمین جایزه «اوسیا» را از جشنواره رضوی گرفتم. امیدوارم این جایزه برکتی باشد برای حضورهای بین‌المللی این فیلم و دریافت جوایز بیشتر از جشنواره‌های مختلف. وی درباره‌ی علت توجه داوران جشنواره رضوی به مستند «اوسیا» که در ارتباط مستقیم با مضامین فرهنگ رضوی نیست، تصریح کرد: چند سال است که جشنواره رضوی با کمبود سوژه در بخش فرهنگ رضوی روبرو شده است و مسئولان برای تشویق فیلمسازان، بخشی را با عنوان سبک زندگی در نظر گرفتند. اضافه شدن بخش «سبک زندگی» به جشنواره رضوی باعث شده تا فیلم‌هایی با موضوعات فراگیرتر در این جشنواره به نمایش گذاشته شوند. دهقان با اشاره به موضوع فیلمش گفت: «اوسیا» درباره‌ی قنات «زارچ» طولانی‎ترین قنات خاورمیانه است که به تازگی از طرف سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در یوسنکو به ثبت رسیده است، اما این فیلم درباره‌ی مرگ قنات حرف می‌زند و این موضوع به بی‌توجهی مسئولان صنایع و سبک زندگی نادرست در یزد برمی‌گردد. این مستندساز در پایان افزود: تلاشی که گروه تولید برای ثبت لحظات ماندگار در طولانی‌ترین قنات دنیا به طول ۸۴ کیلومتر و آلوده به آب فاضلاب انجام دادند، قابل ستایش است و خوشحالم که عنایت امام رضا(ع) جایزه جشنواره رضوی به فیلم «اوسیا» رسید. شایان ذکر است مستند «اوسیا» تاکنون موفق به دریافت جوایزی از جمله جایزه «بحران آب» نهمین دوره «سینماحقیقت»، جایزه بهترین پژوهش سومین دوره جشنواره «سماء»، جایزه بهترین مستند جشنواره «نهال»، جایزه بهترین مستند جشنواره بین‌المللی هنر و صنعت اصفهان، دریافت جایزه بهترین کارگردانی بخش «بین‌الملل» و جایزه بهترین فیلم بخش «ملی» جشنواره «سبز» و جایزه بهترین فیلم جشنواره «بهار» شده است.

ادامه مطلب »

تصویری از تنهایی هنرمند در جهان امروز

به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی «سینماتجربی»، در این برنامه‌ که بعدازظهر روز گذشته (یک‌شنبه ۲۴ مرداد) در سالن سینماحقیقت برگزار شد، ابتدا فیلم مورد بحث به نمایش درآمد و سپس جلسه‌ی نقد و بررسی آن با حضور «خسرو دهقان» منتقد پرسابقه‌ی سینمای ایران برگزار شد.در ابتدای جلسه، ناصر صفاریان، مجری برنامه و مسئول جلسه‌های نمایش فیلم با اشاره به این که معمولاً فیلم‌هایی نظیر «مجتبی» مرزهای باریک و نامریی میان سینمای مستند و داستانی را به چالش می‌کشند، از کارگردان این فیلم خواست تا در این‌باره‌ و هم‌چنین درباره‌ی نحوه‌ی احتمالی نگارش فیلمنامه برای فیلم خود توضیحاتی ارائه کند. محمدحسن دامن‌زن در پاسخ به این پرسش گفت: «فیلم «مجتبی» نه یک فیلم مستند/ داستانی و نه یک فیلم داستانی است. از نظر من این یک فیلم مستند است که خصوصیات فیلم‌های مشابه را ندارد.»وی سپس درباره‌ی نحوه‌ی نزدیک شدن خود به سوژه‌ی فیلم گفت: «برای ساخت «مجتبی» فیلمنامه خیلی دقیقی نداشتم اما از آن‌جا که شخصیت اصلی این فیلم از دوستان قدیمی من است و سال‌هاست او را می‌شناسم، می‌توان گفت برای انجام این کار از یک تحقیق طولانی بهره بردم.»دامن‌زن در ادامه‌ی صحبت‌های خود از مجتبی کاظمی و خصوصاً همسر ایشان که به گفته‌ی او اجازه دادند تصویر خود و خانواده‌شان به شکلی بی‌پرده در یک فیلم مستند به ثبت برسد تشکر کرد و گفت: «خوش‌بختانه هر دو این عزیزان برخلاف اغلب خانواده‌ها که تلاش می‌کنند تا در مقابل دوربین، نقابی از تظاهر به چهره بزنند، علاقه‌ای به انجام این کار نداشتند و تصویری که از آن‌ها در فیلم «مجتبی» دیده می‌شود برشی از زندگی خود آن‌ها و کاملاً واقعی است.»بخش دیگری از برنامه‌ی روز گذشته به صحبت‌های خسرو دهقان، منتقد مهمان جلسه اختصاص داشت. دهقان ضمن تاکید بر فصل مشترک و موجود در سینمای مستند و داستانی، به محتوای یکی از کتاب‌های منتشر شده درباره‌ی سینمای مستند اشاره کرد و گفت: «در این کتاب به تقسیم‌بندی سینمای مستند و تنوع چشم‌گیر آن پرداخته شده است؛ به گونه‌ای که اگر کسی بخواهد از نظر آکادمیک به جزییات این تقسیم‌بندی دسترسی پیدا کند با حجمی باورنکردنی روبه‌رو خواهد شد.»وی اظهار نظر کارگردان فیلم درباره‌ی مستند بودن فیلم خود را قائل بر بخشی از تقسیم‌بندی‌های ذکر شده دانست و افزود: «سینمای مستند جهان از نظر میزان کار با وقایع مستند یا واقع‌گرا از یک ریشه اولیه برخوردار است که با تولیدات برادران لومی‌یر و ژرژ ملی‌یس آغاز می‌شود. به همین ترتیب سینمای مستند ایران نیز در کنار قدمتی که دارد، نسبت به سینمای داستانی از شایستگی و ارزش‌های بیش‌تری برخوردار است.»دهقان سپس ضمن اشاره به امکانات گسترده‌ی سینمای مستند در سال‌های اخیر، به انطباق فیلم «مجتبی» با ویژگی‌های این نوع سینما پرداخت و گفت: «در این شکل فیلمسازی، همه‌چیز هم می‌تواند مستند باشد و هم نباشد. اگر بحث واقعیت در میان باشد به محض این که شخصیت اصلی فیلم در مقابل چشم دوربین، کارهای اصلی زندگی خود را تکرار می‌کند می‌توان گفت او از شکل مستند فاصله گرفته است. در حقیقت به این بستگی دارد که سینمای مستند را چه‌طور تعریف کنیم. به همین دلیل اگر تا فردا هم درباره‌ی این موضوع بحث کنیم که به عنوان مثال فیلم «مجتبی» چه‌قدر مستند و چه‌قدر داستانی است، بعید می‌دانم باز هم به نتیجه برسیم!»دامن‌زن در بخش دیگری از این جلسه با اشاره به چندپارگی فیلم از نظر موضوعی (به عنوان یکی از نکته‌ها‌ی مطرح شده از سوی منتقد مهمان برنامه) گفت: «تمام نکته‌هایی که در فیلم به آن‌ها اشاره می‌شود برایم در اولویت بود اما چیزی که بیش از سایر موارد اهمیت داشت نمایش وضعیتی بود که در آن یک هنرمند که شاید بتوان گفت از درون متلاشی است، به تنهایی پناه می‌برد و با دنیای کودکانه‌ی خود سر می‌کند. آن‌هم هنرمندی که در کشاکش به دست آوردن روزی برای خانواده سعی می‌کند دنیای ذهنی خود را نادیده بگیرد تا بتواند برای فرزندش پدر خوبی باشد و با نمایش‌هایی که برای بچه‌ها اجرا می‌کند لبخند روی لب آن‌ها بنشاند.»وی سپس با اشاره به تغییر سلیقه‌ در اجرای نمایش‌های کودکانه که به تعبیر او بیش از تلاش برای ایجاد ارتباط، به زرق و برق و مسائل حاشیه‌ای روی آورده‌اند، گفت: «در چنین شرایطی درون خود هنرمند دیگر متعلق به خود او نیست. درون هنرمند، تنهایی اوست و البته دل‌خوش کردن به حباب‌هایی که به همدم این روزهای او تبدیل شده‌اند.»حضور مجتبی کاظمی (شخصیت اصلی فیلم) در سالن نمایش، از حاشیه‌های جذاب جلسه‌ی نقد و بررسی این فیلم بود. وی در بخشی از جلسه درباره‌ی احساس خود نسبت به این فیلم گفت: «از تماشای آن لذت بردم چون تصویری واقعی از خود من و زندگی‌ام را به نمایش می‌گذاشت.»وی هم‌چنین در باره‌ی واکنش همسر خود پس از تماشای «مجتبی» گفت: «واقعیت زندگی ما همین است که در فیلم می‌بینید. همسرم نیز که سال گذشته در جشنواره‌ی سینماحقیقت این فیلم را دیده بود، از طرح واقعیت در آن استقبال کرد و گفت: «خوش‌حالم که بعد از این همه سال فهمیدم نظر واقعی مادرت درباره‌ی من چیست!»در این بخش از جلسه، محمدحسن دامن‌زن به طرح خاطره‌ای از نخستین نمایش «مجتبی» پرداخت و گفت: «در طول نمایش این فیلم، از ترس این که خدای ناکرده میان مادر و همسر مجتبی مشکلی به وجود بیاید تمام سعی‌ام را کردم تا آن‌ها کنار هم ننشینند! اما خوش‌بختانه برخلاف تصور من وقتی فیلم به پایان رسید هیچ مشکلی پیش نیامد و عروس خانواده، دست مادر شوهر را گرفت و همراه هم از سالن نمایش فیلم بیرون رفتند.»صحبت‌های خسرو دهقان پایان‌بخش جلسه‌ی نقد و بررسی «مجتبی» بود. وی با تاکید بر حضور مجتبی کاظمی (شخصیت اصلی فیلم) در سالن نمایش به عنوان یک تجربه جذاب در بحث ارتباط با تماشاگران گفت: «معنی چنین حرفی این است که چند لحظه سینما و عناصر تشکیل‌دهنده‌ی آن را فراموش کنید و به آدمی فکر کنید که با واقعیتِ صرف کار دارد؛ آدمی که از دید و در ذهن هرکدام از تماشاگران حاضر در سالن، تصویر ویژه‌ای دارد.»این منتقد سپس با اشاره به تلاش سازنده‌ی «مجتبی» برای حذف عوامل دست و پاگیر در تولید فیلم گفت: «او این کار را انجام می‌دهد تا به خلوص و صداقت واقعیتی به‌نام مجتبی کاظمی دست پیدا کند و به گمانم این بهترین زاویه برای روبه‌رو شدن با فیلمی است که بعضی‌ها آن را مستند می‌دانند و بعضی دیگر داستانی.»

ادامه مطلب »

نمایش دو مستند «با زبان خاموش» و «ط به ت» در خانه هنرمندان

به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی «سینماتجربی»، دو فیلم مستند «با زبان خاموش» ساخته منوچهر مشیری و «ط به ت» ساخته امیرهادی ملک اسماعیلی سه‌شنبه ۲۶ مرداد در سینماتک خانه هنرمندان ایران با همکاری انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند ایران به نمایش درمی‌آیند.فیلم «با زبان خاموش» مستند پرتره‌ای از دکتر بدرالزمان قریب، استاد ۸۷ ساله و بازنشسته زبان‌های باستانی دانشگاه تهران است. این استاد برجسته برای اولین بار در دنیا فرهنگ لغات سعدی را تدوین کرد، بسیاری از استادان ممتاز رشته زبان شناسی در کشور از شاگردان ایشان محسوب می‌شوند. این فیلم مستند سعی دارد علاوه بر معرفی، به فضای احساسی و فکری خانم دکتر قریب هم نزدیک شود.فیلم مستند «ط به ت» نیز مستندی از میدان حسن آباد، قدیمی ترین میدان تهران است.علاقه‌مندان برای تماشای این دو مستند می‌توانند سه‌شنبه ۲۶ مرداد ساعت ۱۸ به تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران مراجعه کنند.

ادامه مطلب »
bigtheme